چرا همیار؟

ایمیل:

info@hamyarniroo.com

تیم سازی ، راهنمای جامعی برای توسعه تیم ها

5-minute-team-building-activities-e1662484078287
زمان مطالعه : 15 دقیقه

تیم سازی ، راهنمای جامعی برای توسعه تیم ها

 

 

وقتی کلمات « تیم سازی » را در یک جمله می شنوید، چه چیزی به ذهنتان می رسد؟ خاطرات معرفی خودتان را در جمع کارکنان سازمانی که در آن حضور دارید به خاطر می آورید؟ شاید هم ذهنتان نگرانی مسائلی است که به دلیل عدم تیم سازی درست در واحد سازمانی شما به خوبی پیش نمی روند. اگر بیش از چند سال در دنیای کسب و کار بوده‌اید، به احتمال زیاد بیش از سهم عادلانه‌تان از تمرین‌های تیم‌سازی آسیب دیده‌اید. تمرین‌هایی که یا ضعیف، یا نامناسب و یا به‌طور طاقت‌فرسایی کسل‌کننده بوده‌اند. در حالی که بسیاری از ما ایده های بسیار خوبی از نحوه انجام تیم سازی به معنای سنتی آن داریم، تعیین دقیق آنچه که واقعاً برای دستیابی به تیم سازی موفق نیاز است و اینکه چگونه مدیران یا صاحبان کسب و کار می توانند آن را به خوبی انجام دهند ، کمی سخت و چالش برانگیز است.

در این مقاله به عنوان راهنمایی جامع برای تیم سازی و توسعه بهتر تیم ها ، قرار است با هم بخوانیم و بدانیم که ؛

تیم سازی چیست؟

چرا تیم سازی مهم است؟

رویکردهای مختلف برای تیم سازی کدام اند؟

مراحل مختلف توسعه تیم کدام اند؟

 

تیم سازی چیست؟

تیم سازی یک فرآیند مداوم است که به تاکتیک ها و اقداماتی اشاره دارد که شما یا کسب و کارتان می بایست برای تبدیل گروهی از افراد به یک تیم منسجم انجام دهید.
فرقی نمی کند یک تیم کاری دائمی داشته باشید یا گروهی متفاوت از کارمندان را گرد هم بیاورید تا در یک پروژه موقت، مانند یک رویداد، با هم کار کنند. تیم سازی در هر یک از این شرایط به طرق مختلف به کارتان خواهد آمد و همچون معجزه عمل خواهد کرد. تیم‌سازی شامل همه لحظات گروهی و جمعی است، از جلسات ایستاده 5 دقیقه‌ای تا رویدادهای چند ساعته یا نشست‌های یک هفته‌ای خارج از سازمان. در واقع تیم‌سازی عمل یا فرآیندی است که باعث می‌شود گروهی از افراد به‌طور مؤثر و با هم به‌عنوان یک تیم کار کنند، به‌ویژه از طریق فعالیت‌ها و رویدادهایی که برای افزایش انگیزه و ارتقای همکاری آن ها طراحی شده‌اند. قبل از اینکه به اهمیت تیم سازی بپردازیم نیاز است بدانیم که وقتی به تیم سازی فکر می کنیم، مهم است که روابط متفاوتی که در تیم ها شکل می گیرند را ، درک کنیم؛

* رابطه ای که بین اعضای تیم ایجاد می شود.

* رابطه ای که بین افراد تیم و ماهیت تیم به عنوان یک هویت و موجودیت به تنهایی ایجاد می شود.

 

تیم سازی چیست؟

 

چرا تیم سازی مهم است ؟

حقیقت این است که اگر با تیم خود وقت می‌گذرانید، در حال تیم سازی هستید ، اما سوال این است که آیا این کار را به درستی انجام می دهید؟
راه اندازی یک کسب و کار موفق مستلزم این است که بتوانیم خیلی از مسائل را به طور همزمان مدیریت کنیم. از برنامه های کلان، مانند رسیدن به اهداف تجاری گرفته تا اولویت بندی و تعیین وظایف کاری. با همه اینها، به علاوه محدودیت های بودجه ای که باید در نظر گرفته شود، تعجب آور نیست که بیشتر اوقات، روحیه تیم در لیست اولویت های سازمانی قرار می گیرد. از این گذشته، به عنوان یک صاحب کسب و کار یا رهبر تیم، باید روی یافتن بهترین راه برای دستیابی به اهداف تجاری خود متمرکز بود و نمی توان منکر شد که حال هر تجارت ، فقط به اندازه افرادش خوب است. با تبدیل تیم سازی به بخشی جدایی ناپذیر از فرهنگ سازمانی خود، نیازی به ایجاد یک فضای بازی و سرگرمی مجهز و یا استخدام یک ماساژدرمانگر برای تقویت روحیه و بهره وری کارکنان نخواهید داشت ( اگرچه اینها مطمئناً می توانند کمک کننده باشند. )

قبل از اینکه به اهداف تیم سازی بپردازیم، بهتر است دو نکته مهم را پوشش دهیم ؛

* در تیم ، هیچ دو کارمندی دقیقا شبیه یکدیگر نیستند. تیم‌ها همواره مجموعه‌ای از افراد را گرد هم می‌آورند که همگی منحصربه‌فرد هستند، هر کدام اهداف، نظرات، ارزش‌ها، تجربیات کاری گذشته، تربیت‌ها و تجربیات تیمی خود را دارند. هر فرد دارای نقاط قوت و ضعف متفاوتی است که او را به عضوی ارزشمند در تیم تبدیل می کند. به طور مشابه، افراد به یک شکل با هم کار نمی کنند. به عنوان مثال، یک نفر در تیم شما ممکن است برای برقراری ارتباط آزاد، صادقانه و تبادل نظر راحت باشد، در حالی که یک هم تیمی دیگر به طور طبیعی از مشارکت در بررسی مسائل طفره برود.

* هیچ دو تیمی شبیه هم ساخته نمی شوند. برخی از تیم ها اگرچه به نوعی با هم کار می کنند اما کارشان به یکدیگر وابستگی شدیدی ندارد. برخی از تیم ها هم کارهایی را انجام می دهند که فقط توسط عملیات تک تک اعضای تیم روی آن پروژه می توان خروجی مورد نظر را برداشت کرد.

 

اغلب اوقات، یک تیم موثر و کارامد سه ویژگی مشترک دارد ؛

*شفافیت

*اعتماد

*تمایل همه برای انجام کارها

این ویژگی های کلیدی به طور تصادفی اتفاق نمی افتند. اما موارد ملموس زیادی وجود دارد که می توان برای تقویت آنها انجام داد که مهمترین آنها موضوع مورد بحث ما یعنی تیم سازی است. تیم سازی به زمان و تلاش سخت نیاز دارد، بنابراین منطقی است که بپرسید چرا باید به آن اهمیت دهید و روی آن تمرکز کنید. آنچه در ادامه می خوانیم تنها بخشی از تاثیرات مثبت تیم سازی است.

تیم سازی روحیه را تقویت می کند؛

تحقیقات بارها و بارها نشان داده است که احساس با هم بودن تیم نتایج مثبت قابل توجهی را به همراه دارد. این آمار را در نظر بگیرید ؛

بیش از پانصدهزار کارگر در بریتانیا استرس ناشی از تنهایی در محل کار را تجربه می کنند.

34 درصد از کارمندان بریتانیا شغل خود را به دلیل نارضایتی از فرهنگ فردگرایی شرکت خود ترک کرده اند.

سازمان های دارای تیم های با درصد تعامل بالا،  21 درصد سود بیشتری دارند.

مثبت بودن پیش نیاز خلاقیت و توسعه است. اگر تیم شما از کار خود راضی نیست و احساس خوبی ندارد ، شرکت شما بهترین نتایج را نخواهد گرفت. ممکن است بدون تیم سازی هم همه چیز از نظر شما عالی بنظر برسد، اما مطالعه‌ای در یک مجله مالی معتبر توانست رضایت کارکنان را مستقیماً با بهبود عملکرد مالی شرکت مرتبط کند. بنابراین، تیم سازی درست کاملاً روی نتیجه شما تأثیر می گذارد. زمانی که شرکت‌ها با تیم‌های خود تجربیات واقعاً هیجان‌انگیز و جذاب در سازمان رقم می زنند، اعضای تیم آن انرژی های مثبت را دریافت کرده می‌شوند و حال خوب خود را به نقش‌های خود در دفتر کارشان می‌برند.
این مسئله می تواند به ویژه در مورد تیم های دور از هم یا ترکیبی نیز صادق باشد. اگر تیم شما به صورت مجازی و در هر سطحی کار می کند، ساخت تیم مجازی را کم اهمیت نپندارید. تیم سازی مجازی به کل تیم شما، بدون توجه به جایی که در آن قرار دارند، اجازه می دهد تا به شیوه ای سرگرم کننده ، لذت بخش و منحصر به فرد با یکدیگر همکاری کنند.

افراد در تیم بهتر کار خواهند کرد ؛

هر زمان که در مورد مزایای تیم سازی صحبت می کنید، بهبود همکاری باید درست در بالای لیست باشد. همه ما شنیده‌ایم که «دو فکر بهتر از یک فکر کار می کند»، اما اگر آن دو فکر نتوانند با هم کنار بیایند به چالش برخواهیم خورد. رویدادهای تیم سازی فضایی آرام و کم خطر است که در آن تیم شما می تواند یاد بگیرد که چگونه با هم تعامل بهتری داشته باشند و در کارها هماهنگ و عالی عمل کنند. ممکن است بگویید تیم شما در حال حاضر هم به خوبی با هم کار می کنند، اما بین کار تیمی و همکاری تفاوت قابل توجهی وجود دارد. کار تیمی مربوط به گروهی است که تحت ساختار سازمانی و سلسله مراتبی که ما انتظار داریم با هم کار می کنند ، روسایی که به کارمندان دیکته می کنند، کار کردن برای خیلی ها کسل کننده است و همیشه کار را آنطور که می توانند، موثر انجام نمی دهند. همکاری زمانی است که گروهی از افراد به عنوان افرادی با تخصص های متفاوت اما از سایر جهات یکسان با هم کار کنند. آنها به‌عنوان یک گروه خودگردان کار می‌کنند، آزادانه ایده‌هایشان را به اشتراک می گذارند ، در هر جایی که می‌توانند ارزش افزوده ایجاد می کنند، و در نهایت فقط به دنبال بهترین نتیجه نهایی هستند. این جایی است که معجزه اتفاق می افتد.
در واقع، مطالعات روانشناسی کار نشان دادند که شرکت‌هایی که همکاری را ترویج می‌کنند، تا ۵ برابر عملکرد سازمانی بالاتری دارند.

 

تیم سازی در شناسایی رهبران آینده به ما کمک می کند ؛

حتما از عنوان این موضوع متوجه منظور آن شده اید. این مزیت تیم سازی اغلب نادیده گرفته می شود. با این حال، فعالیت های تیم سازی می تواند بستر مناسبی برای دیدن توانمندی های کارکنان از زوایای جدید و شناسایی رهبران بالقوه بعدی سازمان از میان آنها باشد. وقتی کارکنان خود را در یک محیط کاملاً جدید و متفاوت قرار می دهید، ابعاد پنهان توانمندی ها و رفتارهای آنها را یاد می گیرید. افلاطون می گوید: « می توان در یک ساعت بازی به اندازه یک سال مکالمه در مورد یک شخص کشف کرد» . در واقع این تیم سازی است که به شما این امکان را می دهد تا استعدادهای پنهان سازمان را کشف کنید، ویژگی های رهبری آنها را شناسایی کنید و ستاره های درخشانی را در سازمان خود بیابید که اگر فرصت تیم سازی نمی بود آنها را از دست می دادید. به گفته شرکت Fast ، همدلی، تعامل بالا و ارتباط موثر از جمله مهارت های مورد نیاز برای رهبری عالی است. فعالیت‌های تیم‌سازی فرصتی بوجود می آورد تا همه این ویژگی‌ها و موارد قابل توجه دیگر را در اعضای تیم خود به‌طور کامل در حین کار با هم رصد کنید. کارکنان در تیم می توانند خود واقعیشان باشند و استعدادهای خود را به گونه ای که هرگز ندیده اید به نمایش بگذارند. بنابراین تیم سازی از این جهت به عنوان فرصت بزرگی برای توسعه افراد، ارتقای سطح اعتماد به نفس آنها و رشد مهارتهایشان نیز به حساب می آید.

 

تیم سازی قدرت نگهداشت کارکنان را افزایش می دهد ؛

به گزارش گالوپ، کسب‌وکارهای ایالات متحده هر سال به دلیل جابجایی و خروج داوطلبانه کارکنان ، چیزی نزدیک به یک تریلیون دلار از دست می‌دهند. هزینه جایگزینی یک کارمند می تواند از نصف تا دو برابر حقوق آن فرد متغیر باشد. البته اگر بخواهیم در خصوص هزینه فرهنگ و روحیه سازمان صحبت نکنیم. امروزه تیم سازی یک انتظار است. کارمندان نه تنها انتظار دارند که تیم سازی متمرکز و فوق العاده ای داشته باشد، بلکه می خواهند سازمان هایشان بیش از هر زمان دیگری روی تیم هایشان سرمایه گذاری کنند. واقعیت این است که وقتی می گوییم بازار کار رقابتی است ، برخی از زمینه های رقابت ، درست بر سر همین فضاها و مواردی است که برای کارکنان اهمیت بالایی دارد. بنابراین، تیم سازی برای حفظ کارکنان و افزایش قدرت جذب اعضای جدید، یک باید محسوب می شود.

تیم سازی احساس امنیت را تقویت می کند ؛

چند سال پیش، گوگل در مورد اینکه چه عاملی باعث ایجاد یک تیم موثر و اثربخش در سازمان می شود، تحقیق کرد. در طول صدها مصاحبه با کارمندان برای کشف آنچه که تیم های با عملکرد بالا را متمایز می کند، عامل شماره یک آنها امنیت روانی بود، همان عاملی که باعث می شود ایده های عالی شکوفا شوند.
یک محقق حوزه کسب و کار از دانشگاه هاروارد امنیت روانی را اینگونه تعریف می‌کند : « ادراکی از پیامدهای ریسک‌های بین فردی در یک زمینه خاص مانند محل کار. »
احتمالا از خود می پرسید مصادیق امنیت روانی در محل کار کدام اند؟ در اینجا چند نمونه از رفتار در محل کار که امنیت روانی را در عمل نشان می دهد، آورده شده است.

* اعضای تیم از اینکه در جلسات تیمی درباره چیزهایی که نمی فهمند سؤال بپرسند، احساس راحتی دارند.

* اعضای تیم در به اشتراک گذاشتن دیدگاه های مخالف یا طرح مسائل یا نگرانی ها در مورد نحوه انجام کار احساس راحتی دارند.

* اعضای تیم وقتی در محل کار دچار خطا و اشتباه می شوند، سرزنش نمی شوند.

* اعضای تیم این احساس را دارند که در صورت نیاز می توانند به راحتی از یکدیگر کمک بخواهند.

بنابراین با توجه به مواردی که خواندیم ، یکی از راه های کلیدی برای ایجاد اعتماد، به طوری که همه اعضای تیم شما به اندازه کافی برای مشارکت کامل در تیم احساس امنیت کنند ،  قرار دادن تیم سازی در اولویت برنامه استراتژیک سازمان است. تیم سازی به اعضای تیم کمک می کند تا بفهمند چگونه می توانند از نقاط قوت یکدیگر استفاده کنند. همچنین آنچه در تیم اتفاق می افتد آن است که به جای تحمیل راه حل ها از بالا، افراد در کنار یکدیگر جمع شده ، طوفان فکری می کنند و راه های خلاقانه ای را برای غلبه بر موانع ارائه دهند. با دادن فضایی به تیم ها برای یافتن راه حل مناسب و پیشنهاد و ایده های نو ، می توان آنها را برای تفکر خلاقانه، توسعه اعتماد به نفس و تقویت حس مالکیت جمعی در موفقیت کلی سازمان تقویت کرد.

تیم سازی احساس امنیت را تقویت می کند

 

چهار رویکرد مهم برای تیم سازی ؛

راه های زیادی برای مفهوم سازی تیم سازی وجود دارد، اما یکی از شناخته شده ترین رویکردها توسط ارنست‌جیمز و مک‌کورمیک در کتاب ارگونومی عوامل انسانی ارائه شده است و به شرح زیر می باشد؛

هماهنگ کردن تیم در راستای اهداف مشترک ؛

به عنوان یک مدیر یا رهبر ، تعیین اهداف مفید و سازنده برای تیم ها حیاتی است. این اهداف باید به گونه ای انتخاب شوند که به تیم شما انگیزه دهند، برای نقش های فردی نیز قابل اجرا باشد و با اهداف تجاری کلان کسب و کار شما هماهنگ باشد. همچنین اینکه در اهدافی که برای تیم تعیین می کنید، تعادلی بین چالش برانگیز بودن و دست یافتنی بودن آنها برقرار کنید از اهمیت بالایی برخوردار است. پیروی از چارچوب هدف  SMART که بیانگر خاص بودن ، قابل اندازه گیری بودن ، قابل دستیابی بودن، مرتبط بودن و قابل زمانبندی کردن است ، راه خوبی برای ترغیب همه به ایفای نقش موثر در یک تیم است.

 

شفاف سازی نقش اعضای تیم ؛

یکی از بزرگترین قاتلان روحیه و بهره وری در یک تیم، عدم شفافیت و اجماع در مورد نقش ها و مسئولیت های اعضای مختلف تیم است. موارد زیر تمرین خوبی است تا به همه کمک کند تا سهم یکدیگر را در نقش ها و موفقیت تیم درک کنند؛
مرحله اول ؛ از هر یک از اعضای تیم بخواهید که مسئولیت های خود را به ترتیب اولویت نزولی بنویسند.
مرحله دوم ؛ از اعضای تیم بخواهید که 3 مسئولیت اصلی هر فرد در تیم را بنویسند.
مرحله سوم ؛ هر مسئولیت اصلی را که توسط یکی از اعضای تیم پوشش داده نمی شود، یادداشت کنید.
مرحله چهارم ؛ از همه اعضای تیم بخواهید یادداشت ها را با هم مقایسه کنند تا مشخص شود که آیا بین نحوه درک آنها از مسئولیت های یکدیگر تفاوت وجود دارد یا خیر.
مرحله پنجم ؛ کار را با ایجاد یک نمودار RACI برای تعریف هر نقش به پایان برسانید، به هر یک از اعضای تیم نشان دهید دقیقاً چه کاری انجام می دهند و به مشارکت کنندگان درک واضحی از هدف کلی تیم از مجموع مسئولیت های هر فرد را منتقل کنید.

 

حل مسئله در تیم ؛

هدف از بیان حل مسئله در اینجا ترویج فرهنگ حل مشکل مشارکتی مسائل در تیم است. به جای اینکه مشکلات را به عنوان موانعی در نظر بگیریم، می خواهیم تیم ما آنها را به عنوان فرصت های به چالش کشیدن مهارت هایشان ببینند. یکی از راه‌های کمک به تیم برای دستیابی به تجربه مفید در همکاری با یکدیگر، ترویج ابتکارات در مقیاس کوچک تیمی است تا با گرد هم آمدن در مورد چگونگی حل مشکلات به توافق برسند. از هر دستاوردی که خروجی این ابتکارات می باشد را جشن بگیرید. شناخت موثر افراد از یکدیگر برای تقویت ارزش های تیمی و تقویت تکنیک های تصمیم گیری جمعی کلیدی است.

 

ایجاد روابط مثبت بین اعضای تیم ؛

یکی از مؤلفه‌های ضروری برای اینکه یک تیم فوق العاده داشته باشید، توانایی ایجاد روابطی در تیم است که بر اساس اعتماد متقابل، حمایت از یکدیگر و ارتباطات باز پیش می روند. البته، سطحی از تعارض بین فردی همیشه هم چیز بدی نیست و اگرچه در هر صورت، هرگز نمی توان به طور کامل از آن اجتناب کرد اما می تواند به تقویت تاب آوری و مهارت های مدیریت تعارض افراد کمک کند. اما با این حال، ایجاد روابط بر پایه ارزشهای مشترک بین افراد نظیر احترام و مهربانی ، اعتماد و حمایت از یکدیگر می تواند درگیری بین اعضا را به حداقل برساند.

چهار رویکرد مهم برای تیم سازی

 

مراحل مختلف توسعه یک تیم چیست؟

بروس تاکمن، محقق و روانشناس تربیتی اهل ایالات متحده ، یک فرآیند چهار مرحله ای را شناسایی کرد که تیم ها برای موفقیت خود باید آن طی کنند؛

Forming یا شکل گیری تیم ؛

این مرحله اولین جایی است که مسئله ی گروه و شروع به کار افراد با هم مطرح می شود. در این مرحله اعضای تیم باهم ملاقات می کنند و درباره ی فرصت ها و چالش های تیمی که قرار است درست کنند، اطلاعاتی را باهم به اشتراک می گذارند. درباره ی اهدافی که قرار است تیم به سمت آنها حرکت کنند باهم صحبت می کنند و در بعضی از موارد ممکن است به توافق هایی هم برسند. ولی نمی توان انتظار داشت که برروی اهداف زیادی به توافق رسیده باشند و هنوز توافق برروی اهداف بسیار ضعیف، کم و شکننده است. به عبارتی دیگر در این مرحله، در اوج عدم اطمینان هستیم.

با توجه به این که در این مرحله تازه اعضا به هم رسیده اند و قرار است تیمی را شکل دهند، هنوز مثل غریبه ها با هم برخورد می کنند، پس نیاز است تا قوانین اساسی و بنیادی را تنظیم کنند. بهترین راه برای تنظیم این قوانین، مشارکت همه ی اعضا در درست کردن آنهاست. تجربه ها نشان داده است که قوانینی که افراد در ایجادشان نقش داشته اند با دقت بیشتری رعایت شده اند.

همچنین مانند هر رابطه ی دیگری که درحال شکل گیری است، در ابتدای رابطه، افراد از خط قرمزهای هم خبر ندارند و با آزمون و خطا، خط قرمزهای هم دیگر را کشف می کنند. در واقع افراد در این مرحله به گونه ای سعی می کنند با قلق گیری هایی که انجام می دهند، هنجارها و ناهنجارهای تیم را تشخصی بدهند.

یکی از مسائل خیلی مهم برای تشکیل یک تیم خوب، این است که بدانیم، وقتی تیمی درحال شکل گیری است اول از همه افراد به دنبال تحقق اهداف شخصی شان هستند. پس خیلی مهم است که فرد این اهداف را بیان کرده (یا به عبارت بهتر، آنها را مخفی نکند) و همه ی اعضای تیم باید به این اهداف شخصی، احترام بگذارد. و بدانند که مبنای آغاز همکاری در هر تیمی، تامین نسبی اهداف شخصی است.

در مرحله ی Forming یا شکل گیری تیم، رهبر تیم باید رفتارهایی داشته باشد که همه ی اعضا را با هم هماهنگ کند و از فروپاشی تیم و یا دلخوری ها و ناراحتی های عمیق بین اعضا جلو گیری کند. قطعا برای تشخیص موفقیت رهبر تیم هم معیارهایی را می توان درنظر گرفت؛ رهبر تیم اگر بتواند اعضای تیم را به صورت دقیق و گزینش شده به گزینی کند، شرایط را برای رسیدن به هدفی مشترک تسهیل کند و مطمئن شود بین اعضای تیم مدل ذهنی مشترکی شکل گرفته است، وظایف خود را به درستی انجام داده است.

Storming یا شروع طوفان ؛

مرحله طوفان معمولاً پرچالش ترین مخرب ترین مرحله تیم سازی در نظر گرفته می شود و زمانی شروع می‌شود که در نتیجه سبک‌های کاری، ایده‌ها و دیدگاه‌های مختلف، مشکلات ارتباطی بین اعضای تیم ایجاد می شود. در این مرحله، برخی از اعضای تیم احتمالاً دیدگاه‌های متفاوتی در مورد نحوه برخورد با مسائلی که تیم با آن مواجه می‌شوند، خواهند داشت. با توجه به اینکه هرکس با اهداف شخصی وارد این پروسه ی ساخت تیم شده است، بروز اختلاف های مختلف، ازجمله تعارض منافع و تضادهای بین افراد بسیار طبیعی است. بعضی از افراد در این مرحله سعی میکنند با اعتماد دیگران را جلب کنند و بعضی دیگر سعی میکنند برسر منافعی باهم لابی کنند. رفتار اعضا ممکن است خیلی با هم متفاوت باشد مثلا بعضی آرام باشند و بعضی دیگر عصبانی و آشوب باشند. در این مرحله مهارت های مدیریت تعارض و حتی مذاکره می تواند تیم را از فروپاشی نجات دهد.

نکته ی حائز اهمیت آن است که اگرچه این طوفان ها در بسیاری از موارد با تنش، کشمکش و حتی مشاجره بروز می کند، ولی بسیار مهم هستند و تیم هایی که این طوفان ها در آنها شکل نگیرد یا مخفی شود، بسیار متزلزل خواهند بود و به مرحله ی ثبات نخواهند رسید. لازم است همه ی اعضا به این موضوع دقت کنند که بدون تحمل و صبر، تیم حتما شکست خواهد خورد. بسیاری از تیم ها در همین مرحله منفجر می شوند و مراحل بعدی را نمی بینند. همچنین متاسفانه برخی از تیم ها از این مرحله سریع رد می شوند و در طول عمرشان بارها و بارها مجبور می شوند دوباره به همین مرحله برگردند. قبل از رد شدن از این مرحله لازم است چالش ها برطرف شوند و هرچند که شدت، مدت و یا میزان مخرب بودن هر کدام از این طوفان ها متفاوت است ولی هم لازم هستند و هم باید برای حل شدنشان زمان کافی را صرف کرد. ولی نکته ی بسیار ظریف در این بخش این است که این طوفان ها اگر به درستی کنترل نشوند، قاتل انگیزه های تیم خواهند بود. یکی از دستاوردهای این طوفان ها این است که اعضا را قوی‌تر، توانمندتر و قادر به همکاری مؤثرتر می کند.

بنابراین در این مرحله رهبر تیم باید وظایف خودرا  در قالب یک مربی اجرا کند و اگر بتواند محیط کاری را آرام نگه دارد، اعتماد متقابل بین اعضا را افزایش دهد و به عنوان یک مرجع و منبع قابل اعتماد و ارجاع برای تیم عمل کند، وظایف خود را به درستی انجام داده است.

Norming یا هنجارسازی ؛

در این مرحله، اختلاف ها حل شده است و درگیری هایی که افراد باهم داشته اند، باعث شده است صمیمیت هایی شکل بگیرد و آرام آرام روحیه ی کار تیمی بین آنها پدیدار می شود. در واقع می توان گفت اگر تیم‌ها مرحله طوفان را پشت سر بگذارند درجه ای از وحدت پدیدار می‌شود. بنابراین تا به اینجا اعضا یاد می‌گیرند با یکدیگر همکاری کنند و تمرکز خود را روی اهداف تیم بگذارند و عملکرد تیم در این مرحله تا حد زیادی افزایش می‌یابد. با این حال، هماهنگی بین اعضای تیم همیشه در معرض خطر است و اگر اختلافات دوباره بروز کند، تیم می تواند دوباره به مرحله طوفانی برگردد. هنگامی که تیم ها شروع به حرکت به مرحله هنجارسازی می کنند، درک عمیق تری از هدف و استراتژی پشت اهداف مشترک خود دارند. آنها رقابت داخلی را پشت سر می گذارند، شروع به توسعه مجموعه ای از ارزش های مشترک می کنند و همکاری عمیق تر را در گروه تسهیل می کنند. حالا دیگر افراد عضوی از تیم هستند و با شنیدن و درنظرگرفتن نظرات دیگران می توانند کارها را بهتر انجام بدهند. آنها که در مرحله قبلی موفق شدند خط قرمزها، اهداف شخصی و نیازمندی های هم تیمی هایشان را بشناسند، در این مرحله بین شان رابطه عاطفی شکل میگیرد و به هم دیگر در رسیدن به اهداف کمک می کنند. خطری که تیم را در این مرحله تیم را تهدید می کند، این است که اعضا ممکن است آنقدر بر جلوگیری از تعارض متمرکز شوند که تمایلی به اشتراک گذاری ایده های بحث برانگیز نداشته باشند.

Performing یا اجرا ؛

در مرحله اجرا، اجماع و همکاری کاملاً اثبات شده و تیم بالغ شده، سازمان یافته و عملکرد خوبی دارد. در واقع پس از عبور موفقیت آمیز از مرحله هنجارسازی، تیم وارد مرحله اجرا می شود.  اینجاست که اعضای تیم کاملاً راحت با هم در پروژه های وابسته به هم کار می کنند. در مرحله اجرا، روحیه تیمی، انسجام، اعتماد و بهره وری به بالاترین حد خود می رسد. در حالی که این مراحل معمولاً به ترتیب حرکت می کنند، گاهی اوقات می توانند همپوشانی داشته باشند یا به عقب بروند. نمونه ای از این زمانی است که یک عضو جدید تیم می پیوندد یا یک پروژه جدید شروع می شود. تیم ممکن است برای شروع کاری جدید و یا آشنایی با اعضای جدید تیم، برای مدت کوتاهی از مرحله پیشرفته‌تر به مراحل تشکیل و طوفان بازگردد.

با ایجاد هنجارها و نقش‌های گروه، اعضای گروه بر دستیابی به اهداف مشترک تمرکز می‌کنند و اغلب به سطح غیرمنتظره‌ای از موفقیت می‌رسند. این مرحله را می توان اوج تکامل و کارایی تیم دانست. در این زمان، اعضای تیم، انگیزه ی زیادی برای رسیدن به اهداف و دستاوردهای بیشتر دارند و نسبت به اهداف تیم آگاهی زیادی دارند. اعضای تیم با توجه به آگاهی زیادشان نسبت به اهداف تیم، دارای صلاحیت تصمیم گیری هستند، مستقل رفتار می کنند و قادر به مدیریت فرآیند تصمیم گیری بدون نیاز به ناظر یا کسی که تصمیم آنها را چک و اصلاح کند، هستند.

در این مرحله، مخالفت تا زمانی مورد انتظار و مجاز است که از طریق ابزارهای قابل قبول برای تیم هدایت شود تا اختلالی در بهره وری تیم ایجاد نکند. تمامی اعضای تیم باید بدانند که در مرحله ی  اجرا، انعطاف پذیری کلیدی ترین نکته است.

در این مرحله افراد با هم « ما » می سازند و این ما قادر است کارهای بزرگی را انجام بدهد. سرپرستان تیم در این مرحله، درهمه جلسات و فرآیندهای کاری شرکت می کنند. تیم اکثر تصمیمات لازم را درون خودش خواهد گرفت. حتی تیم های با عملکرد بالا، در شرایط خاص، به مراحل قبلی باز می گردند. بسیاری از تیم‌های با طول عمر بیشتر، به دلیل واکنش به شرایط در حال تغییر، بارها این چرخه‌ها را پشت سر می‌گذارند. برای مثال، تغییر در رهبری ممکن است باعث شود که تیم به طوفان بازگردد زیرا افراد جدید هنجارها و پویایی های موجود تیم را به چالش می کشند.

با اینحال ، در این مراحل که تیم، به خوبی وظایفش را انجام می دهد، رهبر تیم باید برروی توانمندسازی اعضای تیم تمرکز کند. برای اینکه این اعضای تیم بتوانند توانمندی های بیشتری بدست بیاورند و یا از خود بروز بدهند، رهبر تیم موظف است زمانی را برای برنامه ریزی برای تیم و اعضای آن اختصاص بدهد و آنها را هم در این مسئله درگیر کند؛ اجازه دهد اعضا به نسبت شرایطی که دارند، رهبری کردن یک تیم را تجربه کنند؛ و بازخوردهای منظمی را به هم تیمی هایش بدهد و البته شرایطی را برای دریافت بازخوردهای آنها فراهم کند.

Adjourning یا انتها ؛

در سال 1977 و بعد از 12 سال، تاکمن دوباره به نظریه ی خودش برگشت و به طور مشترک با مری آن جنسن، مرحله پنجم را به چهار مرحله ی بالا اضافه کرد. Adjourning  که شامل تکمیل کار و متلاشی کردن تیم می شود مرحله ی پنجمی بود که این چرخه را کامل کرده است. پس از مطالعات زیادی که روی این نظریه انجام شد آنها به این نتیجه رسیدند که یک گام مهم در چرخه زندگی تیم های کوچک، جدایی نهایی است که در پایان این چرخه اتفاق می افتد. جالب است بدانید، در برخی متون از این مرحله به عنوان « عزاداری » نام برده شده است.

باید بدانیم که خیلی از تیم ها حول انجام یک پروژه دور هم جمع می شوند و با پایان یافتن آن پروژه، افراد می توانند تیم را ترک کنند. این افراد اگر این مراحل پنجگانه را به خوبی و با دقت سپری کرده باشند رشد زیادی در مهارت های نرمی همچون تعامل با هم تیمی ها و یا تیم سازی بدست آورده اند و البته رشد زیادی هم در مهارت های فنی و تخصصی بدست آوردند و به تجربه هایشان افزوده شده است. بنابراین این افراد حالا با این توانایی ها، پتانسیل تبدیل شدن به رهبر تیم های بعدی را دارند.

اگر در پایان این مرحله، احساس ناراحتی یا نگرانی به سراغتان آمد، خودتان را اذیت نکنید و به جای ناراحتی سعی کنید مهارت آماده شدن برای خداحافظی کردن با تیمی که دستاوردهای خوبی با آنها بدست آورده اید را هم از جمله تجربه ها و مهارت های خودتان بدانید.

مهم است بدانیم که در این مرحله بزرگترین وظیفه ی رهبر تیم حمایت کردن از اعضای تیم است.

 

سخن پایانی ؛

یکی از بهترین و پربازده ترین روش های دستیابی به موفقیت در کسب و کار، تیم سازی و کار تیمی می‎باشد. با نگاهی به کسب و کارهای مختلف می‎توان دریافت که اگر مفاهیمی همچون تیم، کار تیمی و تفکر تیمی در آن ها وجود داشته باشد و از سوی دیگر این کسب و کارها، به اصول کار تیمی نیز پایبند باشند، در آینده ای نزدیک به موفقیت های چشمگیری دست می‎یابد. علاوه بر این معاشرت و دوست یابی در محیط کار یکی از بهترین راه ها برای افزایش بهره وری در محیط کار است. متعهد شدن به رویدادهای تیم سازی که به طور منظم برنامه ریزی شده اند می تواند باعث ایجاد رفاقت شود، کارمندان را برای آمدن به محل کار هیجان زده تر کند، افراد در مورد کار خود مشتاق تر شوند و راحت تر به یکدیگر نزدیک شوند. همچنین از طریق رویدادهای برنامه ریزی شده تیم سازی که سرگرم کننده و انگیزشی هستند، تیم ها مهارت هایی مانند ارتباط موثر، برنامه ریزی، حل مسئله و مدیریت تعارض را در خود تقویت می کنند. این ایده‌های فعالیت تیم‌سازی از طریق تقویت ارتباطات واقعی، بحث‌های عمیق‌تر و  تجزیه و تحلیل گروهی ، به تسهیل تیم‌سازی موثرتر کمک می‌کند.

به نظر شما مفاهیم تیم سازی، کار تیمی و تفکر تیمی در سال‌های آینده تغییر خواهد کرد؟ نظرات و تجربیات خود را در این زمینه با ما و سایر مخاطبان به اشتراک بگذارید.

 

تیم سازی موفق

Loading

من حسین نقدی هستم… کارشناس و فعال حوزه منابع انسانی و توسعه کسب و کار… برای من، مدیریت منابع انسانی قبل از اینکه یک شغل باشه، یک ارزش هست. ارزشی که سعی دارم اون رو در سازمان‌ها نهادینه کنم… من علاوه بر فعالیت های عملیاتی در حوزه توسعه منابع انسانی ، تولید محتوای تخصصی در این حوزه رو هم انجام میدم…
دیدگاهتان را بنویسید

۳۳۶۸۴۸۳۴- ۰۲۸

نیاز به مشاوره دارید؟

فرم زیر را تکمیل کنید تا کارشناسان ما در اسرع وقت با شما تماس بگیرند.